5656565656.jpg


سبک زندگی در اسلام خیلی اهمیت دارد چون زندگی مجموعه‌ای از رفتارهای ما است؛ مجموعه‌ای از رفتارهای دائمی که به آداب و عادات تبدیل شده‌اند. سبک زندگی اگر چه از عقیده نشأت گرفته است ولی بیش از اینکه به تفکر انسان برگردد، به رفتار و عمل انسان برمی‌گردد؛ خصوصاً رفتاری که دائمی شده است و عادت و برنامه است. 


الف) «نماز» يكي از كليدي‌ترين عناصر سبك زندگي/ تغییر سبک زندگی، اولین دستور دینی برای تربیت فرزند

 این رفتار كه به شدت در روحیه و اندیشه ما مؤثر است، آنقدر اهمیت پیدا می‌کند که اولین دستوری که از هفت سالگی برای تربیت فرزندان داده شده است، امر کردن آنها به نماز خواندن است. یعنی نماز که یکی از کلیدی‌ترین عناصر سبک زندگی است را باید از همان 7 سالگی وارد زندگی کرد. (قال رسول الله(ص) مخاطبا لأولياء الأطفال: امروا أولادكم بالصلاة و هم أبناء سبع و اضربوهم عليها و هم أبناء عشر؛ عوالی اللآلی/ج1/ص328 و علِّموا أولادَكُمُ الصَّلاةَ إذا بَلَغوا سَبْعا ، و اضرِبُوهُمْ علَيها إذا بَلَغوا عَشْرا؛ کنزالعمال/45330) 

نماز در طول روز حداقل سه بخش از روز ما را به طور ثابت می‌گیرد و در عین حال خودش سبک زندگی طراحی می‌کند؛ لباس باید پاک باشد، وضو باید بگیریم، موانع وضو را باید برطرف کنیم و همین مقدمات، آنقدر جزئیات دارد که رعایت آن‌ها تأثیر خاصی بر سبک زندگی انسان می‌گذارد.

این اهتمام اسلام به نماز خواندن فرزندان، قبل از این است که آموزش عقیدتی جدی یا آگاهی‌های دیگری از محیط به فرزندان ارائه شده باشد. نظر اسلام این است که فعلاً و ابتداءً باید عنصر مهمی به نام نماز در سبک زندگی او وارد شود، بعد از این عمل است که جای اندیشه باز می‌شود. وقتی یک قسمت از سبک زندگی با نماز اصلاح شد، فرزند ما تعادل روحی پیدا می‌کند، و آنگاه می‌توان در مورد سایر معارف دین با او حرف زد. ما هنوز این مسائل را جدی نگرفته‌ایم و مثلاً نماز را به عنوان یک عامل تأثیرگذار در رشد علمی نمی‌دانیم، بلکه فقط برای نماز احترام قائل هستیم. 

کدام مدرسۀ ما به دانش‌آموزان اعلام می‌کند که اگر نماز نخوانید، نمی‌توانید خوب درس بخوانید؟ مدرسه‌ای که چنین مطلبی را بگوید، می‌توان گفت توسط مدیراني فهمیده اداره می‌شود. با نماز است که می‌توان از تمام استعدادها استفاده کرد. بدون نماز می‌توان از حداقل استعداد استفاده کرد و حتي نمره 20 هم گرفت، ولی حیف است که همۀ استعدادهای دانش‌آموز شکوفا نشود. اگر بخواهیم همه استعدادها شکوفا شود، باید تعادل روحی ایجاد شود که این کار با نماز است.

ما باید به عمل خیلی اهمیت بدهیم. نه تنها عمل‏، بلكه عادات رفتاری هم مهم هستند و نه تنها عادات رفتاری، بلکه آن چیزی که در جامعه تبدیل به آداب شده‌اند هم بسیار مهم هستند. آداب، بسیار مهم هستند و سقف و کف پروازی ما را تعیین می‌کنند. این آداب بخشی از فرهنگ را شکل می‌دهند. اهمیت عمل، اهمیت عادات و اهمیت آداب اجتماعی باعث اهمیت یافتن سبک زندگی از نظر اسلام شده است. 

ب) «ادب‏»، يكي از مفاهيم مرتبط با سبك زندگي است
چه مفاهیم ديگري را هم‌خانواده یا مترادف سبک زندگی می‌توان در دین سراغ گرفت؟ ادب‏، يكي از مفاهيم مرتبط با سبك زندگي است. امام صادق(ع) می‌فرماید: «بهترین چیزی که پدران و مادران برای فرزندان خود به ارث می‌گذارند، ادب است؛ إِنَّ خَيْرَ مَا وَرَّثَ‏ الْآبَاءُ لِأَبْنَائِهِمُ الْأَدَب‏»(کافی/ج8/ص150) 

ادب یعنی مجموعه رفتارهایی که به‌هنجار هستند و ما خود را به آن عادت داده‌ایم. ادب‏، حسن خلق را به دنبال دارد. ادب جزء رفتارهای حیاتی و ضروری برای حیات انسان به شمار نمی‌آید، ولي مجموعه مفاهیمی که ذیل آداب مطرح می‌شوند، در سبک زندگی نقش و اثر محوری دارند. اصل غذا خوردن بین انسان‌ها مشترک است ولی اینکه چه غذایی و چه ساعتی و چگونه خورده شود، به آداب مربوط است. آداب عبادی، سبک عبادت ما را تعیین می‌کند. آداب لباس پوشیدن، سبک لباس پوشیدن و همینطور آداب حرف زدن، آداب چیدمان زندگی و ... در آداب تعریف می‌شوند. 

ج) تقوا، از دیگر مفاهیم مرتبط با سبک زندگی است/ تقوا‏، ستون خیمه سبک زندگی اسلامی است
یکی دیگر از مفاهیم هم‌خانواده یا مترادف با سبک زندگی کلمه کلیدی «تقوا» است که کاملاً با سبک زندگی مرتبط است. چون تقوا، یک رفتار دائمی است که تبدیل به ملکه می‌شود. تقوا که به معنای یک مراقبت دائم است، نه تنها یک عنصر در سبک زندگی است، بلکه به عنوان ستون خیمۀ سبک زندگی اسلامی مطرح است. 

د) بسیاری از دستورات دینی نقش مهمي در تعيين سبك زندگي دارند
غیر از این دو مفهوم کلی و کلان (یعنی ادب و تقوی)، بسیاری از دستورات دینی در زمینه‌های مختلف، تعیین‌کنندۀ نوع سبك زندگي هستند. به نظر می‌رسد یک دستور کلی در مورد سبک زندگی وجود داشته که این موارد برای پر کردن جزئیات آن دستور کلی هستند. اين دستورات به نوعی هستند که سبک زندگی ما را طراحی می‌کنند. 

ویژگی های سبک زندگی خوب و مناسب

1. مفيد بودن (انطباق با منافع) /اطعام مالی توسط داغدیده، برخلاف سبک زندگی اسلام
وقتی یک سبک زندگی شکل می‌گیرد یا طراحی می‌شود، باید به الگویی برسیم که چند ویژگی مهم داشته باشد. 

یکی از ویژگی‌ها این است که عناصر سبک زندگی باید مفید باشند، نه مضر. نباید عنصری در سبک زندگی ما باشد که ما را از منافع خود دور کند و به ما ضرر بزند. بلکه باید در سبک زندگی به دنبال این باشیم که به خود و دیگران نفع برسانیم. 

به عنوان مثال، یکی از رسم‌های غلطی که ما داریم این است که وقتی کسی از دنیا می‌رود، در کنار داغ مصیبت و لطمه روحی که براي بازماندگان دارد، یک لطمه مالی هم باید به آنها وارد شود و دیگران را اطعام کند، در حالی که سبک زندگی اسلامی اینطوری نیست. پس اولین ویژگی سبک زندگی خوب این است که باید منطبق با منافع باشد.

2. زيبا بودن‏/ خرج برای عطر
دومین ویژگی سبک زندگی خوب این است که باید زیبا باشد و زندگی را دل‌چسب قرار دهد. باید بین این دو ویژگی جمع کرد. نه باید آنقدر منفعت‌پرست شد که هیچ پولي خرج زیبایی نکنیم و مثلاً پول عطر ندهیم و نه اینکه آنچنان به دنبال زیبایی برویم که کار به تجمل بکشد. زیبایی و آراستگي ظاهری در سبک زندگی بسیار مهم است.

3. محبوب بودن 
عنصر دیگری این است که سبک زندگی باید محبوب انسان باشد. انسان به سبک زندگی‌ اش باید عشق بورزد. 

4. پُر نشاط بودن/پرخوری شب مانع نشاط روز
ویژگی دیگر نشاط آور بودن سبک زندگی است. سبك زندگي بايد نشاطی در انسان ایجاد کند که انسان به خدا و نعمت‌های خدا عشق بورزد و با سرزندگي بيشتري به زندگي بپردازد. نباید عاداتی داشته باشیم که نشاط ما را از بین ببرد. 

به عنوان مثال، مثلاً پرخوری در شب و دیر بیدار شدن صبح که باعث می‌شود در روز و به هنگام کار نشاط لازم را نداشته باشیم، سبك زندگي مناسبي نيست. 

به عنوان مثال دیگر، در گفتار بايد توجه کنیم که چگونه سخن بگوییم که دیگران به نشاط بیایند؛ از کلمات نیش‌دار و كنايه‌آميز استفاده نکنیم، یا اگر به کسی علاقه داشتیم، به او ابراز کنیم. همۀ این موارد نشان می‌دهد اسلام به دنبال طراحی و تحمیل یک سبک زندگی خشک و تلخ نیست. 

برای رسیدن به سبک زندگی صحیح، یک اراده جمعی نیاز است. همه باید با همدیگر همکاری کنند تا سبک زندگی خودمان را تغییر دهیم. همه باید بنا داشته باشیم که سبک زندگی خود را تغییر دهیم. هم یک اراده و بنای عمومی لازم است و هم یک ارادۀ فردی لازم است. اگر هر فرد تصميم به اصلاح سبك زندگي خودش داشته باشد‏، در كنار آن عزم جمعي؛ سبك زندگي بهبود پيدا مي‌كند.